|663|

‌‌‌‌‌آرام‌مأوا

پناهگاه فعلا امن

|663|

چند روزه آسمون ابریه. داشتم از خاکستری آسمون ظهرهنگام لذت می‌بردم که بارون گرفت و ضیافتمون تکمیل شد. منی که تو این هوا باید بشینم درس بخونم! جدا خسته شدم. لطفا زندگی رو برای چند روز فریز کنید، موتور ساعت‌هارو بشکنید و به باد بگید نَوَزه و ابرها رو فراری نده...من برای احیای روحم نیاز به تکرار این لحظه دارم. نیاز دارم بارها و بارها اون رو زندگی کنم...

‌‌‌‌‌آرام‌مأوا ما به سان درختیم؛
گاه به خواب می رویم! به خواب می رویم به سانِ شبانی پس از شب چَرا.
اما به خواب نیز، ایستاده ایم.
ایستاده ایم،
نخواهیم افتاد..

-عبدالله پشیو