|673|

‌‌‌‌‌آرام‌مأوا

پناهگاه فعلا امن

|673|

از پشت شیشه زل زدم به دونه برف‌هایی که دارن تو هوا پخش می‌شن. یک ساعت پیش قبل اینکه بخوابم نمی‌دونستم برف قراره اینجوری سورپرایزم کنه. اتفاقا دیروز می‌خواستم بنویسم که چقدر این روزا دنیا بوی بهار میده:) حتی این برفم بوی بارون بهاری میده...منم که کشته مرده بهار

‌‌‌‌‌آرام‌مأوا ما به سان درختیم؛
گاه به خواب می رویم! به خواب می رویم به سانِ شبانی پس از شب چَرا.
اما به خواب نیز، ایستاده ایم.
ایستاده ایم،
نخواهیم افتاد..

-عبدالله پشیو