|596|

‌‌‌‌‌آرام‌مأوا

پناهگاه فعلا امن

|596|

خیلی وقته که احساس می‌کنم آدم دوست‌نداشتنی هستم. خیلی وقت یعنی یه چیزی در حد و اندازه سن و سالم. این حس هر روز در من قوی‌تر می‌شه ولی من هنوز نتونستم دوست‌نداشتنی بودن رو قبول کنم. روابط بقیه به طرز عجیبی برام جالبن. و همیشه به این فکر می‌کنم که چقدر آدما باهم خوبن، چقدر خوش‌شانس هستن که تونستن آدم هم‌انرژی خودشون رو پیدا کنن، چقدر من تو این زمینه ناتوانم.

‌‌‌‌‌آرام‌مأوا ما به سان درختیم؛
گاه به خواب می رویم! به خواب می رویم به سانِ شبانی پس از شب چَرا.
اما به خواب نیز، ایستاده ایم.
ایستاده ایم،
نخواهیم افتاد..

-عبدالله پشیو