خیلی وقته که احساس میکنم آدم دوستنداشتنی هستم. خیلی وقت یعنی یه چیزی در حد و اندازه سن و سالم. این حس هر روز در من قویتر میشه ولی من هنوز نتونستم دوستنداشتنی بودن رو قبول کنم. روابط بقیه به طرز عجیبی برام جالبن. و همیشه به این فکر میکنم که چقدر آدما باهم خوبن، چقدر خوششانس هستن که تونستن آدم همانرژی خودشون رو پیدا کنن، چقدر من تو این زمینه ناتوانم.